صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
76
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
كلمه توحيد در نظر مشركان و كفار اعمال ناروائى بوده كه ميبايست عواقب بدى براى وى داشته باشد . در سال ششم هجرت خداوند پس از انجام يافتن صلح حديبيه سوره الفتح را نازل ميفرمايد و در اول آن ميگويد ما با انجام گرفتن صلح حديبيه و موفقيت تو در اين كار ، فتح بزرگى را نصيب تو كرديم و نتيجه اين فتح اينست كه تو از عواقب اعمالى كه در نظر مشركان و كفار كاملا نابجا و ناروا بودند رهائى يافتى يعنى آنها از هر سوى و با تمام توان در تلاش بودند كه به تو و دعوت تو ضربهها بزنند تا تو به عواقب آن اعمال نارواى خود ! برسى ولى با صلح حديبيه مجال ضربه زدن از آنها گرفته شد و براى تو از اين عواقب وخيم ، مغفرت حاصل آمد و تو مصون و محفوظ شدى . علامه طباطبائى ميفرمايد تنها بنا بر اين تفسير است كه ميتوان ميان آيه دوم و آيه اول سوره الفتح رابطهاى برقرار كرد و الا ميان صلح حديبيه و مغفرت ذنوب چه رابطهاى ميتواند برقرار باشد ؟ همچنين در آيه 68 سوره توبه سخن از اين نيست كه پيامبر امرى خلاف مصلحت انجام داده بود ، بلكه مصلحت همين بود كه منافقان در جهاد شركت نكنند و موجب اختلال در امر جهاد نگردند . اين عمل پيامبر كه به آنها اجازه داد در جهاد شركت نكنند كاملا بجا و بموقع بوده ولى مسأله اينست كه خداوند ميفرمايد اى پيامبر اگر تو عذر آنها را قبول نميكردى و به آنها دستور ميدادى كه حتما به جهاد بروند آنها بر امتناع خود از شركت در جهاد قطعا اصرار ميورزيدند و مشتشان باز ميشد و رسوا ميشدند و تو با كار خود جلو رسوا شدن آنها را گرفتى . خداوند در اينمورد كه تو جلو رسوا شدن منافقان را گرفتى بر تو سختگيرى نمىكند و از آن در مىگذرد . در آيه 68 سوره انفال نيز مؤمنانى كه اصرار بر گرفتن مال و آزاد كردن اسيران داشتند مورد مؤاخذه قرار گرفتهاند نه شخص پيامبر . و در حقيقت خداوند در اين آيه اعلام مىكند كه چه چيز شايسته نبوت است و چه چيز شايسته